عبد الرحمن جامي
مقدمة 63
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
و ( كاف ) از ( ب ، د ) و ( ل ( از ( ج ) وميم از ( د ) و ( ن ) از ( ج ، د ) و ( س ) از ( ا - ج ، د ) و ( ع ) از ( ب ، ج ، د ) و ( ف ) از ا - ( ب ، ج ، د ) وبهمين اعتبارات در مراتب مختلف متكثر مىشود تا به بىنهايت مىرسد . وبه تعبير ديگر حكما گويند : صادر اوّل بعد از صدور از مبدأ اوّل چهار اعتبار دارد يكى وجودش كه آن را از مبدأ اوّل دارد ودوم ماهيتش كه آن را بذات خود دارد وسوم علم أو بمبدإ اوّل كه آن را از جنبهء استنادش بمبدإ اوّل دارد وچهارم علمش بذات خويش وبدين چهار اعتبار صورت يك فلك ومادّه آن ونفس وعقل آن پديد مىآيد . واعتبارات صادر اوّل را بر سبيل مثال ذكر كردهاند تا بقياس بدان به توان فهميد كه بدينطريق اعتبارات غير متناهي متصور است وكثرت بىنهايت به واسطهء آنها از مبدأ اوّل صادر مىشود وبا قاعده ( از واحد حقيقتي از يك جهت جز يك امر صادر نمىشود ) منافاتى ندارد . وتنها به ذكر چگونگى صدور أفلاك تسعه وعقول عشره اكتفا نمودهاند ومدعى نيستند كه از چگونگى صدور تمام موجودات متكثر نامتناهى آگاهى دارند . اما محققان صوفيه قائل بجواز اعتبارات متعدد در مبدأ اوّل هستند با اين بيان كه اعتبارات متكثر از يكديگر منتزع وناشى مىشوند وهمه آنها از يك اعتبار كه همان صادر اوّل باشد ناشى مىباشند وبه وسيله اين اعتبارات أمور وجودي خارجي در يكمرتبه صادر مىشود . اين أمور وجودي بطور كلى دو دستهاند يك دسته آنان كه جز يك جهت امكاني كه همان ممكن ومخلوق بودن آنها است جهت امكاني ديگر در آنها نيست وبراي قبول وجود احتياج به هيچ شرط واعتباري جز استناد به حق تعالى ندارند . اين مرتبه اوّل ايجاد است كه به قلم أعلى وملائكة مهمين وأرواح أولياء كاملين اختصاص دارد . ودستهء ديگر آن موجوداتى هستند كه در قبول وجود تنها امكان ذاتي آنها ووجود محض بارى تعالى در وجود يافتن آنان كافى نيست وموجود شدن آنها علاوة بر آن به يك امر وجودي ديگر غير از وجود محض حق تعالى نياز دارد . واين امر وجودي يا وجود واحد است مانند قلم براي وجود يافتن لوح يا بيش از يك وجود است براي ساير موجودات بنابراين صادر اوّل به عقيدة حكما همان عقل يا صادر اوّل است كه هيچ موجود